تبليغاتX
Hossein ©

صهبا

بیایید خطوط دلمان را کمتر اشغال کنیم شاید خداوند پشت خط باشد

خطبه متقین

من که هرچی به خودم نگاه کردم اصلا این صفات و ویژگی ها در من نیست.

گفته شد يكى از ياران پرهيزكار امام عليه السّلام به نام همّام گفت: اى امير مؤمنان پرهيزكاران را براى من آنچنان وصف كن كه گويا آنان را با چشم مى ‏نگرم‏…

پرهيزكاران در دنيا داراى فضيلت‏هاى برترند،
 سخنانشان راست،
 پوشش آنان ميانه روى،
 و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است،
 چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مى‏پوشانند،
 و گوش‏هاى خود را وقف دانش سودمند كرده ‏اند،
 و در روزگار سختى و گشايش، حالشان يكسان است.
خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند،
 بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت‏هاى آن به سر مى‏برند،
 و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند.

 در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند.

پرهيزكاران در روز، دانشمندانى بردبار، و نيكوكارانى با تقوا هستند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است، كسى كه به آنها مى‏نگرد مى‏پندارد كه بيمارند امّا آنان را بيمارى نيست، و مى‏گويد، مردم در اشتباهند در صورتى كه آشفتگى ظاهرشان، نشان از امرى بزرگ است. از اعمال اندك خود خشنود نيستند، و اعمال زياد خود را بسيار نمى‏شمارند. نفس خود را متّهم مى‏كنند، و از كردار خود ترسناكند. هرگاه يكى از آنان را بستايند، از آنچه در تعريف او گفته شد در هراس افتاده مى‏گويد: «من خود را از ديگران بهتر مى‏شناسم و خداى من، مرا بهتر از من مى‏شناسد، بار خدايا، مرا بر آنچه مى‏گويند محاكمه نفرما، و بهتر از آن قرارم ده كه مى‏گويند، و گناهانى كه نمى‏دانند بيامرز»

و از نشانه‏ هاى يكى از پرهيزكاران اين است كه او را اينگونه مى‏بينى:
 در ديندارى نيرومند،
 نرمخو و دور انديش است،
 داراى ايمانى پر از يقين،
حريص در كسب دانش،
با داشتن علم بردبار،
در توانگرى ميانه رو،
در عبادت فروتن،
در تهيدستى آراسته،
در سختى‏ها بردبار،
در جستجوى كسب حلال،
در راه هدايت شادمان و پرهيز كننده از طمع ورزى، مى‏باشد.
اعمال نيكو انجام مى‏دهد و ترسان است،
روز را به شب مى‏رساند با سپاسگزارى،
و شب را به روز مى‏آورد با ياد خدا،
شب مى‏خوابد اما ترسان، و بر مى‏خيزد شادمان، ترس براى اينكه دچار غفلت نشود، و شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است.
اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مى‏كند.
روشنى چشم پرهيزكار در چيزى قرار دارد كه جاودانه است، و آن را ترك مى‏كند كه پايدار نيست،
بردبارى را با علم، و سخن را با عمل، در مى‏آميزد.
آرزويش نزديك،
 لغزش‏هايش اندك،
قلبش فروتن،
نفسش قانع،
خوراكش كم،
 كارش آسان،
دينش حفظ شده،
شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است.
 مردم به خيرش اميدوار، و از آزارش در امانند.
 اگر در جمع بى‏خبران باشد نامش در گروه ياد آوران خدا ثبت مى‏گردد،
و اگر در ياد آوران باشد نامش در گروه بى‏خبران نوشته نمى‏شود.
ستمكار خود را عفو مى‏كند،
 به آن كه محرومش ساخته مى‏بخشد،
 به آن كس كه با او بريده مى‏پيوندد،
از سخن زشت دور،
و گفتارش نرم،
بدى‏هاى او پنهان،
 و كار نيكش آشكار است.
نيكى‏هاى او به همه رسيده، آزار او به كسى نمى‏رسد.             
در سختى‏ها آرام، و در ناگواريها بردبار و در خوشى‏ها سپاسگزار است.
به آن كه دشمن دارد ستم نكند، و نسبت به آن كه دوست دارد به گناه آلوده نشود.
 پيش از آن كه بر ضد او گواهى دهند به حق اعتراف مى‏كند،
و آنچه را به او سپرده‏اند ضايع نمى‏سازد،
و آنچه را به او تذكّر دادند فراموش نمى‏كند.
مردم را با لقب‏هاى زشت نمى‏خواند،
همسايگان را آزار نمى‏رساند،
در مصيبت‏هاى ديگران شاد نمى‏شود و در كار ناروا دخالت نمى‏كند،
 و از محدوده حق خارج نمى‏شود.
اگر خاموش است سكوت او اندوهگينش نمى‏كند،
و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمى‏شود،
و اگر به او ستمى روا دارند صبر مى‏كند تا خدا انتقام او را بگيرد.
نفس او از دستش در زحمت، ولى مردم در آسايشند.
براى قيامت خود را به زحمت مى‏افكند، ولى مردم را به رفاه و آسايش مى‏رساند.
 دورى او از برخى مردم، از روى زهد و پارسايى، و نزديك شدنش با بعضى ديگر از روى مهربانى و نرمى است.
دورى او از تكبّر و خود پسندى، و نزديكى او از روى حيله و نيرنگ نيست.
+  جمعه 25 آذر1390     | 

بدانيد كه بايد از صراط عبور كنيد، گذرگاهى كه عبور كردن از آن خطرناك است، با لغزش‏هاى پرت كننده، و پرتگاه‏هاى وحشت‏زا، و ترس‏هاى پياپى.

قسمت هایی از ترجمه خطبه 83

ستايش خداوندى را سزاست، كه به قدرت، والا و برتر، و با عطا و بخشش نعمت‏ها به پديده‏ ها نزديك است. اوست بخشنده تمام نعمت‏ها، و دفع كننده تمام بلاها و گرفتارى‏ ها. او را مى‏ ستايم در برابر مهربانى‏ ها و نعمت‏هاى فراگيرش. به او ايمان مى‏آورم چون مبدأ هستى و آغاز كننده خلقت آشكار است. از او هدايت مى‏طلبم چون راهنماى نزديك است، و از او يارى مى‏طلبم كه توانا و پيروز است، و به او توكّل مى‏كنم چون تنها ياور و كفايت كننده است‏.
 ...و با اعزام پيامبران و دستورات روشن، شما را از مخالفت با فرمانش بر حذر داشته است. تعداد شما را مى‏داند، و چند روزى جهت آزمايش و عبرت براى شما مقرّر داشته، كه در اين دنيا آزمايش مى‏گرديد، و برابر اعمال خود محاسبه مى‏شويد.

(دنیا) منظره‏اى دل فريب و سر انجامى خطرناك دارد. فريبنده و زيباست اما دوامى ندارد. نورى است‏ در حال غروب كردن، سايه‏ اى است نابود شدنى و همچنان آيندگان به دنبال رفتگان خود گام مى‏ نهند، نه مرگ از نابودى انسان دست مى‏ كشد و نه مردم از گناه فاصله مى‏گيرند كه تا پايان زندگى و سر منزل فنا و نيستى آزادانه به پيش مى‏ تازند.
تا آنجا كه امور زندگانى پياپى بگذرد، و روزگاران سپرى شود، و رستاخيز بر پا گردد، در آن زمان، انسانها را از شكاف گورها، و لانه‏ هاى پرندگان، و خانه درندگان، و ميدان‏هاى جنگ، بيرون مى‏ آورد كه با شتاب به سوى فرمان پروردگار مى‏ روند، و به صورت دسته‏ هايى خاموش، وصف‏ هاى آرام و ايستاده حاضر مى‏شوند، چشم بينندهِ خدا آنها را مى‏ نگرد، و صداى فرشتگان به گوش آنها مى‏ رسد. لباس نياز و فروتنى پوشيده درهاى حيله و فريب بسته شده و آرزوها قطع گرديده است. دل‏ها آرام، صداها آهسته، عرق از گونه ‏ها چنان جارى است كه امكان حرف زدن نمى‏ باشد، اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگى رعد آسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوى پيشگاه عدالت، براى دريافت كيفر و پاداش مى‏ كشاند.
بندگانى كه با دست قدرتمند خدا آفريده شدند، و بى اراده خويش پديد آمده، پرورش يافتند، سپس در گهواره گور آرميده متلاشى مى‏گردند. و روزى به تنهايى سر از قبر بر مى‏ آورند، و براى گرفتن پاداش به دقت حساب رسى مى‏گردند، در اين چند روزه دنيا مهلت داده شدند تا در راه صحيح قدم بر دارند، راه نجات نشان داده شده تا رضايت خدا را بجويند، تاريكى‏هاى شك و ترديد از آنها برداشته شد، و آنها را آزاد گذاشته‏ اند تا براى مسابقه در نيكوكارى‏ ها، خود را آماده سازند، تا فكر و انديشه خود را به كار گيرند و در شناخت نور الهى در زندگانى دنيا تلاش كنند.
و چه مثال‏هاى بجا، و پندهاى رسايى وجود دارد اگر در دل‏هاى پاك بنشيند، و در گوش‏هاى شنوا جاى گيرد، و با انديشه‏ هاى مصمّم و عقل‏هاى با تدبير بر خورد كند. پس، از خدا چونان كسى پروا كنيد كه سخن حق را شنيد و فروتنى كرد، گناه كرد و اعتراف كرد، ترسيد و به اعمال نيكو پرداخت، پرهيز كرد و پيش تاخت، يقين پيدا كرد و نيكوكار شد، پند داده شد و آن را به گوش جان خريد، او را ترساندند و نافرمانى نكرد، به او اخطار شد و به خدا روى آورد، پاسخ مثبت داد و نيايش و زارى كرد، بازگشت و توبه كرد، در پى راهنمايان الهى رفت و پيروى كرد، راه نشانش دادند و شناخت، شتابان به سوى حق حركت كرده و از نافرمانى‏ ها گريخت، سود طاعت را ذخيره كرد، و باطن را پاكيزه نگاه داشت، آخرت را آبادان و زاد و توشه براى روز حركت، هنگام حاجت و جايگاه نيازمندى، آماده ساخت، و آن را براى اقامتگاه خويش، پيشاپيش فرستاد. اى بندگان خدا براى هماهنگى با اهداف آفرينش خود، از خدا پروا كنيد، و آن چنان كه شما را پرهيز داد از مخالفت و نافرمانى خدا بترسيد، تا استحقاق وعده‏ هاى خدا را پيدا كنيد، و از بيم روز قيامت بر كنار باشيد.
خدا گوش‏ هايى براى پند گرفتن از شنيدنى‏ ها، و چشم‏هايى براى كنار زدن تاريكى‏ ها، به شما بخشيده است.....
 و از آثار گذشتگان عبرت‏هاى پند آموز براى شما ذخيره كرد، لذّت‏هايى كه از دنيا چشيدند، و خوشى ‏ها و زندگى راحتى كه پيش از مرگ داشتند، سر انجام دست مرگ گريبان آنها را گرفت و ميان آنها و آرزوهايشان جدايى افكند: (آنها كه در روز سلامت چيزى براى خود ذخيره نكردند، و در روزگاران خوش زندگى عبرت نگرفتند).
آيا خوشى‏ هاى جوانى را جز ناتوانى پيرى در انتظار است و آيا سلامت و تندرستى را جز حوادث بلا و بيمارى در راه است و آيا آنان كه زنده‏ اند جز فنا و نيستى را انتظار دارند.....
او را در سرزمين مردگان مى‏ گذارند، و در تنگناى قبر تنها خواهد ماند. حشرات درون زمين، پوستش را مى‏شكافند، و خشت و خاك گور بدن او را مى‏ پوساند، تند بادهاى سخت آثار او را نابود مى‏كند، و گذشت شب و روز، نشانه‏ هاى او را از ميان بر مى‏ دارد، بدن‏ها پس از آن همه طراوت متلاشى مى‏گردند، و استخوان‏ها بعد از آن همه سختى و مقاومت، پوسيده مى‏شوند. و ارواح در گرو سنگينى بار گناهانند، و در آنجاست كه به اسرار پنهان يقين مى‏كنند، امّا نه بر اعمال درستشان چيزى اضافه مى‏ شود و نه از اعمال زشت مى‏ توانند توبه كنند.
سفارش مى‏كنم شما را به پروا داشتن از خدا، خدايى كه با ترساندن‏هاى مكرّر، راه عذر را بر شما بست، و با دليل و برهان روشن، حجت را تمام كرد، و شما را پرهيز داد از دشمنى شيطانى كه پنهان در سينه‏ ها راه مى‏يابد، و آهسته در گوش‏ها راز مى‏گويد، گمراه و پست است، وعده‏ هاى دروغين داده، در آرزوى آنها به انتظار مى‏گذارد، زشتى‏هاى گناهان را زينت مى‏دهد، گناهان بزرگ را كوچك مى‏شمارد، و آرام آرام دوستان خود را فريب داده، راه رستگارى را بر روى در بند شدگانش مى‏بندد، و در روز قيامت آنچه را كه زينت داده انكار مى‏كند، و آنچه را كه آسان كرده، بزرگ مى‏شمارد، و از آنچه كه پيروان خود را ايمن داشته بود سخت مى‏ترساند.
آيا شما فرزندان و پدران و خويشاوندان همان مردم نيستيد كه بر جاى پاى آنها قدم گذاشته‏ايد و از راهى كه رفتند مى‏رويد و روش آنها را دنبال مى‏كنيد امّا افسوس كه دلها سخت شده، پند نمى‏پذيرد، و از رشد و كمال باز مانده، و راهى كه نبايد برود مى‏رود، گويا آنها هدف پندها و اندرزها نيستند و نجات و رستگارى را در به دست آوردن دنيا مى‏دانند. بدانيد كه بايد از صراط عبور كنيد، گذرگاهى كه عبور كردن از آن خطرناك است، با لغزش‏هاى پرت كننده، و پرتگاه‏هاى وحشت‏زا، و ترس‏هاى پياپى.

+  سه شنبه 22 آذر1390     | 

در قرآن آیه ها بعضی وقت ها تا تفسیرشون خونده نشه نمیشه معنای دقیقی از آیه رو فهمید، داستانهای قرآن به شکل بسیار خلاصه شده هستند و باید از روایات ائمه اطهار به معنای اونها پی برد. یکی از این داستان مربوط به درخواست حضرت ابراهیم برای مشاهده چگونگی زنده کردن مردگان و فرمان خدا مبنی بر اینکه 4پرنده را (ذبح کن و) قطعه قطعه  کن و الی آخر است.


 داستان از این قرار است که روزی حضرت ابراهیم از كنار دريايى مى‏گذشت، مردارى را ديد كه در كنار دريا افتاده، در حالى كه مقدارى از آن داخل آب و مقدارى ديگر در خشكى قرار داشت و پرندگان و حيوانات دريا و خشكى از دو سو آن را طعمه خود قرار داده‏اند حتى گاهى بر سر آن با يكديگر نزاع مى‏كنند ديدن اين منظره ابراهيم را به فكر مساله‏اى انداخت كه همه مىخواهند چگونگى آن را بطور تفصيل بدانند و آن كيفيت زنده شدن مردگان پس از مرگ است او فكر میكرد كه اگر نظير اين حادثه براى جسد انسانى رخ دهد و بدن او جزء بدن جانداران ديگر شود مساله رستاخيز كه بايد با همين بدن جسمانى صورت گيرد چگونه خواهد شد؟! ابراهيم گفت پروردگارا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مى‏كنى؟
خداوند فرمود مگر ايمان به اين مطلب ندارى؟
او پاسخ داد: ايمان دارم لكن مى‏خواهم آرامش قلبى پيدا كنم.
خداوند به او دستور داد كه چهار پرنده را بگيرد و آنها را ذبح نمايد و گوشتهاى آنها را در هم بياميزد، سپس آنها را چند قسمت كند و هر قسمتى را بر سر كوهى بگذارد بعد آنها را بخواند تا صحنه رستاخيز را مشاهده كند او چنين كرد و با نهايت تعجب ديد اجزاى مرغان از نقاط مختلف جمع شده نزد او آمدند و حيات و زندگى را از سر گرفتند!
او میخواست با رؤيت و شهود، ايمان خود را قویتر كند آن هم در باره چگونگى رستاخيز نه در باره اصل آن و لذا در آيات گذشته خوانديم كه او با صراحت به نمرود گفت:" پروردگار من كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند".
به همين دليل در ادامه اين سخن، هنگامى كه خداوند" فرمود: آيا ايمان نياورده‏اى؟" (قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ)
او در جواب عرض كرد:" آرى ايمان آوردم ولى مى‏خواهم قلبم آرامش يابد" (قالَ بَلى‏ وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي)

گويى خدا میخواست اين تقاضاى ابراهيم در نظر مردم به عنوان تزلزل ايمان محسوب نشود، لذا از او سؤال شد مگر ايمان نياورده‏اى؟ تا او در اين زمينه توضيح دهد و سوء تفاهمى براى كسى به وجود نيايد.

ضمنا از اين جمله استفاده میشود كه استدلال و برهان علمى و منطقى ممكن است يقين بياورد، اما آرامش خاطر نياورد، زيرا استدلال عقل انسان را راضى مى‏كند، و چه بسا در اعماق دل و عواطف او نفوذ نكند (درست مثل اينكه استدلال به انسان مى‏گويد: كارى از مرده ساخته نيست ولى با اين حال بعضى از افراد. از مرده مى‏ترسند مخصوصا هنگام شب و تنهايى نمى‏توانند در كنار مرده بمانند، زيرا استدلال فوق در اعماق وجودشان نفوذ نكرده اما كسانى كه دائما با مردگان سر و كار دارند و به غسل و كفن و دفن مشغول‏اند هرگز چنين ترسى را ندارند)

شكى نيست كه مرغان چهارگانه مزبور از چهار نوع مختلف بوده‏ اند زيرا در غير اين صورت هدف ابراهيم  كه بازگشت اجزاى هر يك به بدن اصلى خود بوده است تامين نمی ‏شد و طبق بعضى از روايات معروف اين چهار مرغ" طاووس"،" خروس"،" كبوتر" و" كلاغ" بوده ‏اند كه از جهات گوناگون با هم اختلاف فراوان دارند و بعضى آنها را مظهر روحيات و صفات مختلف انسانها مى‏دانند، طاووس مظهر خودنمايى، زيبايى و تكبر، خروس مظهر تمايلات شديد جنسى، و كبوتر مظهر لهو و لعب و بازيگرى، و كلاغ مظهر آرزوهاى دور و دراز است، امشب پای منبر یک حاج آقایی داشت تفسیر این آیه رو می گفت. میگفت این آیه نشون دهنده مراحل سلوک هست، یعنی کسی که بخواهد رشد معنوی پیدا کنه نباید این 4 صفت در وجودش باشه.

آیات 123 الی آخر سوره توبه.

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! با كافرانى كه به شما نزديكترند، پيكار كنيد! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزديك غافل نكند!) آنها بايد در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است!
و هنگامى كه سوره‏اى نازل مى‏شود، بعضى از آنان (به ديگران) مى‏گويند: «اين سوره، ايمان كدام يك از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما كسانى كه ايمان آورده ‏اند، بر ايمانشان افزوده و آنها (به فضل و رحمت الهى) خوشحالند.
و امّا آنها كه در دلهايشان بيمارى است، پليدى بر پليديشان افزوده و از دنيا رفتند در حالى كه كافر بودند. 

آيا آنها نمى‏بينند كه در هر سال، يك يا دو بار آزمايش مى‏شوند؟! باز توبه نمى‏كنند، و متذكّر هم نمى‏گردند!

و هنگامى كه سوره ‏اى نازل میشود، بعضى از آنها [منافقان‏] به يكديگر نگاه میكنند و می‏گويند: «آيا كسى شما را مى‏بيند؟ (اگر از حضور پيامبر بيرون رويم، كسى متوجّه ما نمیشود!)» سپس منصرف می‏شوند (و بيرون میروند) خداوند دلهايشان را (از حق) منصرف ساخته چرا كه آنها، گروهى هستند كه نمیفهمند (و بی دانشند)!

به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!

اگر آنها (از حق) روى بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا كفايت مى‏كند هيچ معبودى جز او نيست بر او توكّل كردم و او صاحب عرش بزرگ است!»

+  سه شنبه 22 آذر1390     | 

آرشیومطالب
Rss Feed
 WordPress
FriendFeed
 Facebook
YouTube
مطالب